پریروز(دیروز نه روز قبلش )نشستم یه دل سیر نوشتم و از هانی و ندا شکوه و شکایت کردم و کلی دعوا کردم که چرا اینا منو با این وبلاگ ول کردن به امان خدا و نمیگن این دوست جونشون(تحویل بگیر خودمو میگم )اصلا چیکار میکنه انقدر عصبانی بودم از دستشون که رو به انفجار بودم زدم رو ثبت که بفرستم بیاد حضورتون که شما هم در عصبانیت من شریک باشید کامی خوشگلمون ریسیت شد یعنی هیچی به هیچی
بعد از نیم ساعت باز اومدم تو نت دیدم ندا آپ کرده یعنی منو بگی دو شاخ که در آوردم دوتا دیگه ام قرض کردم و ۴چشمی(زیاد از عینکم استفاده نمیکنم اونروز باید دقیقتر میخوندم )زل زدم به مانیتور و شروع کردم به خوندن و هنوز متعجب بودم که چه جوری این دختر زودی موجی که فرستادم براش رو گرفت؟مطمئنم موج عصبانیتم به شدت خورد تو سرش(کلا ندا امواج رو خوب میگیره )شب همون روزم بعد از چند وقت رفتیم خونشون و ندا رو یه دل سیر مشاهده کردم (ندا یه اخلاقای خاص داره که من خیلی دوستش دارم کلا من آدمایی که غیر قابل پیش بینی باشن رو میپرستم که ندا هم جز همین دسته از آدماست و من زود به زود دلم براش تنگ میشه بماند که من دلتنگیام هیچوقت به چشم نمیاد و هر وقت میگم دلم تنگ شده کسی باور نمیکنه )
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
من هیچوقت کاری رو با برنامه ریزی قبلی انجام ندادم و نمیدم یه اشتباه کردم رفتم کانون ثبت نام کردم(مهر ثبت نام کردم)الان دور از جون شما مثل چی پشیمونم.واقعا عذاب میکشم وقتی درس میخونم توی دفتر بنویسم که مثلا زیست رو سه شنبه ۲ ساعت خوندم یا مثلا ۲ ساعت تی وی نگاه کردم ۲ ساعت خوابیدم ۲ ساعت مردم حالمم به هم میخوره از مصاحبه های نفرات اول کنکور و برنامه ریزی هاشون (ببخشید اگه به کسی بر خورد)
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
من نمیدونم چه گناهی به درگاه خدا کردم؟ما عکسای خانوادگی زیاد داریم کلا" به هم که میرسیم این گوشیامون دستمون چیک چیک عکس میگیریم بعد هم اسکن و از این حرفا،بیشتر عکسامون هم شکار لحظه هاست 
حالا تو بدترین لحظه ای که من هستم ۱۰۰ تا گوشی طرفمه و همشون هم عکس میگیرن 
الان که عکسا رو نگاه میکنم به کل از خودم نا امید میشم با اینکه قیافم بد نیست(تعریف از خود نباشه )
ولی خب همه ی این عکسا خاطرات شیرینی رو واسمون تداعی میکنن من واقعا در عین اینکه حرص میخورم کلی هم لذت میبرم و کاملا با دوربین دار شدن گوشی ها موافقم به شرطی که فرهنگ استفادش رو بلد باشیم و خدای نکرده کارای ناشایست نکنیم(نکته اخلاقی )
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حس نوشتن که بیاد خوشبختانه کاریش نمیشه کرد 
اصولا الان که وقت خواب نیست ما بریم همون درسمون رو بخونیم والبته قبلش یه قرار هم تو نت با یکی از دوستای گلم دارم بریم به اینا بپردازیم...
اگه هانی رو دیدید سلام ما رو برسونید 
حداحافظتون باشه
بهار 
Medium (Media) Blog
طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا!
دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
|