|
ماه رمضونه و شبای احیا . منم نیست خیلی منقلب شدم و اینا در نتیجه سلام میکنم خدمت همگی .
اههههههه . دیگه شورش داره در میاد . ملت همه منتظر بودن اول مهر بشه تا بگن مبارکه . بعدش منتظر شدن تا شب احیا برسه بگن دعامون کنید .
اما این وسط یکی در نیمد از حال و هوای این شبا بگه .
چند شب پیش شب احیا ، دعوت بودیم فوتبال . یعنی دعوت بودیم واسه احیا و اینا منتها کوله پشتی من توش یه دوربین بود . 1 جفت کفش ورزشی . T-shirt و یه شلوار اسپرت .
حالا بذا بگم چی شد . همین که رسیدم مدرسه سعید و دیدم . گفتم بچه ها کجان ؟ گفت فرزانگان .
رفتم فرزانگان دیدم اوووووووووو . چه خبره ؟
گفتم اینجا فرزانگانه ؟ به جان خودم بچه ها توی فرزانگان بیشتر بودن تا شهید بهشتی . به هر حال رسیدم علی گفت بیا تو بازی . رفتم کفشام و در آوردم t-shirt رو هم دادم علی . اینم عکساشه :

خوب ببینید . اون شماره هایی که میبینید آخرش میگم واسه چین . بعد اون سمت راست عکس هم که قسمت آبخوری فرزانگاهن راهنمایی هستش . اونم کیف خودمه . اون هم اولین درب روم به در و دیوار دستشوئی فرزانگان هستش . با تیپکس نوشتم ezraeil .
خوب بعدش ساعت 11.10 بود که سعید اومد گفت بچه ها مراسم شروع شده . بعد 5.6 تایی راه افتادیم رفتیم سمت بهشتی . یه قفل خیلی پدر، مادر دار هم زدن به در بین بهشتی و فرزانگان .
خوب اول یه حاج آقای چاوشی نامی اومد یه سری سخنرای کرد که به نظر من جالب نبود . بعدشم که رفتیم توی حیاط واسه دعای جوشن کبیر :

اون وسط هم آقای سرکوهکی هستش که داره تهج البلاغه میخونه .
بعد ساعت 2.30 بود که دعا تموم شد نوبت رسید به پذیرایی . منم که ید طولایی در امر پذیرایی از خودم دارم شروع کردم به پذیرایی از خودم :

این هم آقای بختیاری که واقعا پا به پای من زحمت کشید(:ِی) .
خوب بعدش گفتیم چی کار کنیم ؟ پا شدیم رفتیم راهنمایی شهید بهشتی . سالن بالا . چراغ ها رو روشن کردیم و ... :

اینجا الان سالن شهید بهشتی راهنمایی هستش . ما 6 تا بودیم . مساحت زمین 120 متر . دقیقا نفری 20 متر سهم هر نفر میشد . شروع کردیم به چریدن .
بعد اون عکس بالایی هم که علی داره شوت میکنه توی ساعت(هدف ساعت هستش) ، به عنوان عکس برتر شناخته شده .
خوب بعدش رفتیم پایین ساعت 3 بود . یه نیمکتی اون آخره مدرسه هست که دست هیشکی بهش نمیرسه . بعد نشستیم اونجا خیلی کلی حال داد . یه کلیپ هم همون جا پر کردیم که تا چند روز آینده روی سایت invar.ir میادش . واسه دانلود .

بعدش حس کردیم چند نفری شناسایی کردن ما رو . رفتیم پشت سرویس آقای هویزاوی بین دیوار و سرویس :

خوب بعدش 2باره یه راهی پیدا کردیم رفتیم فرزانگان فوتبال بازی کردیم . آخرش هم این عکس رو گرفتیم که نگن شما ها نیرنگ کردید و اینا :

خوب عزیزان . امشب هم که شب آخر احیا هستش رو اصلا حالم خوب نیست . سرما خوردم آخه . اون اعداد رو هم که گفتم واسه این بود که :
1= عزرائیل(خودم) .
2=البرز
3=علی وا(حبه انگور)
4=الل(اله یار پور)
5=آرمان
6=پوریا
این هم از معرفی بچه ها . تا چند روز آینده هم روی سایت invar.ir عکس های جدید تری از اون شب با یه نثر جدید به همراه کلیپی که پر شد بیرون میاد .
در ضمن نظر اول ما کیه ؟
تمومezraeil
Medium (Media) Blog
طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا!
دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
|